|
|
|
|
|
توهين به امام قلبها را جريحه دار مي کند . اما اين توهين با پاره کردن عکس آغاز نشده است. معارضه با نظام و ولايت فقيه / قانون شکني / بيانيه ها تحريک آميز و سوژه دادن به دشمنان همگي توهين به آرمانهاي امام بود . اما در گير و دار توهين به امام و فرافکني مدعيان خط امام/ يک خط امامي تمام عيار بسيار دورتر از مرزهاي ايران پيامي مي دهد که جگر آدمي را به حال مي آورد. به نوشته وطن امروز، سيدحسن نصرالله در پيامي مي گويد : «مردم لبنان از ايران انتظار ندارند که اگر اسرائيل عليه لبنان جنگ بهپا کرد مردم ايران به آنها کمک کنند، اما مردم لبنان لحظهاي که اسرائيل به ايران حمله کند، آنها لحظهشماري ميکنند نخستين کساني باشند که عليه اسرائيل وارد جنگ ميشوند». دبيرکل حزبالله لبنان ميافزايد: «بعد از انتخابات در ايران اتفاقات ناگواري افتاد که موجب خون دل و عزاي ما شد و بسياري افراد از سراسر جهان تماس گرفته و گريه ميکردند چون ما هويت خودمان را با هويت نظام جمهوري اسلامي يکسان ميدانيم».وي همچنين تاکيد کرده است : «شعار نه غزه، نه لبنان اثر منفي زيادي داشته بويژه که رسانهها و ماهوارههاي غربي اين شعار را براي ايجاد ذهنيت منفي پوشش ميدهند».سيد حسن از افرادي است که پايبندي بيشتري به اصل ولايت فقيه نشان داده است . او در دوستي اردادت و اطاعت از سيد علي خامنه اي عزيز - اين خميني ديگر - لحظه کوتاهي نکرده است.
وقتي مي خوانم سيد حسن نصر الله اين چنين به نظام جمهوري اسلامي عشق مي ورزد محبت قلبي ام به او دوچندان مي شود و قلبم در برابر مردانگي اش خاضع مي شود . انگار که رايحه اويس قرني از فرسنگها فاصله آمده باشد. اين رايحه رحماني است که از لبنان دل آدمي را نوازش مي دهد .امير المومنين علي عليه السلام در دعاي کميل بي تاب شدن قلبش در محبت خدا را از او مي خواهد و من وقتي در محبت سيد حسن نصر الله - اين مرد الهي - لحظه اي احساس بي تابي مي کنم احساس مي کنم رحمتي از جانب خدا به قلب زنگار گرفته ام نازل شده است.انگار مي گويد خدا را جز محمد و علي عليهما الصلاه و السلام نشناختند و به همين علت در محبتش بي تابي مي کردند. تو که نمي تواني خدا را آنچنان که هست بشناسي حداقل مردان خدا را دوست داشته باش اصل توحيد را از تو مي پذيريم.اگر قران کريم يهود را شديدترين دشمنان مومنان معرفي کرده است اينک يهود و صهيونيسم بين الملل سيد حسن نصر الله را دشمن درجه يک مي داند و چه دليلي بالاتر از اينکه آدمي کسي را دوست داشته باشد که شديدترين دشمن مومنان او را دشمن درجه يک مي داند.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 8:23 توسط نقی مختاری
|
|
||
|
|
|
|
|
علي مطهري نماينده مجلس اخيرا دراظهار نظري ازدواج موقت براي دبيرستاني ها را توصيه کرده است. مطهري گفته است : "همه ما ميدانيم که امروزه دختران و پسران با هم دوست ميشوند و روابطي را برقرار ميکنند که همه ما ميدانيم نامشروع است و حتي در بسياري از مواقع خانوادهها هم در جريان هستند. ما هم ميگوييم باشد همين رابطه در جريان باشد اما به صورت مشروع. آنها بيايند و ازدواج موقت کنند. " .
اما حجت الاسلام ناصر نقويان به اين اظهارات واکنش نشان داده است.حاج آقا نقويان در گفتگو با جهان نيوز با ابراز تاسف از وجود ارتباطات دختر و پسر در جامعه قبل از ازدواج، از اظهار نظرهاي غير کارشناسانه در رابطه باپيشنهاد ازدواج موقت براي سنين دبيرستان انتقاد کرد و گفت:من فکر مي کنم ازدواج اولا نياز به يک بلوغ دارد و صرفا مسائل جنسي مطرح نيست که بخواهيم براي دختر و پسرهاي دبيرستاني نسخه بپيچيم.اين نه با فرهنگ ما سنخيت دارد نه با عرف ما نه حتي با آموزه هاي ديني ما .
من با اين قسمت سخنان حاج آقا نقويان که ازدواج موقت دبيرستانيها نه با فرهنگ ما سنخيت دار و نه عرف تاحدودي - فقط تاحدودي - موافقم اما اينکه با آموزه هاي ديني ما سنخيت نداشته باشد موافق نيستم و براي من سئوالت و نکات مبهي وجود دارد. در ضمن اينکه بحث کردن درباره ازدواج موقت دبيرستانيها اظهار نظر غير کارشناسانه تلقي شود را درست نمي دانم و براي خود دلايل و حداقل سئوالاتي دارم . در اين باب به چند نکته اشاره مي کنم اميدوارم حاج آقا نقويان نظر کارشناسي خود را در اين باره مطرح کند : 1- ازدواج موقت از افتخارات شيعه و مکتب اهل بيت ع است. مي دانيم که مذاهب اسلامي غير شيعه ازدواج موقت را - عمدتا به دليل منع خليفه دوم - حلال نمي دانند . به همين علت برخي از فقهاي شيعه حلال دانستن ازدواج موقت ( متعه ) را از اصول مذهب دانسته است . بطوريکه عدم استحلال ( حلال دانستن ) ازدواج موقت را به منزله خروج از مذهب تلقي کرده اند . شيخ صدوق رحمه الله عليه هم روايتي در کتاب من لايحضره الفقيه به نقل از امام صادق عليه السلام آورده است که همين را تائيد مي کند . حضرت مي فرمايد : ليس منا من لم يومن بکرتنا و يستحل متعتنا . از ما نيست کسي که به بازگشت ما - يعني رجعت - ايمان نداشته باشد و متعه اي که ما وضع کرديم حلال نداند.اين موضوع اهميت اين حکم و توجه ويژه به فلسفه وضع چنين حکمي را نشان مي دهد . 2- بررسي روايات نشان مي دهد که ائمه عليهم السلام مي دانستند که با توجه به اينکه مذاهب مختلف و مخالف شيعه حلال دانستن ازدواج موقت را زير سئوال برده اند امکان استحلال آن به اين راحتي نيست . به همين منظور تصريح و تاکيد کرده اند که هر مسلماني وظيفه دارد در راه استحلال آن بکوشد . ائمه شيعه حتي توصيه کرده اند که هر مرد مسلماني براي اينکه نشان بدهد ازدواج موقت را حلال مي داند براي يکبار هم که شده در عمرش ازدواج موقت کند . مثل اين روايت : ابن سعد، عن الأزدى قال: سألت اباعبداللّه عليهالسلام عن المتعة فقال: اكره له ان يخرج من الدنيا و قد بقيت عليه خلّة من خلال رسولاللّه صلىاللهعليهوآله لم يقضها.(المصدر عن قرب الاسناد ص 21) ابن سعد از ازدي نقل مي کند که از امام صادق عليه السلام درباره ازدواج موقت پرسيدم جواب داد: من کراهت دارم از مسلماني که بميرد و از اين دنيا خارج شود و باقي بگذارد يکي از سنتهاي رسول الله را که انجام نداده باشد. 3 - ائمه هدي ع حتي احياي سنت فراموش شده را به افرادي که نياز به ازدواج ندارند هم توصيه کرده اند. مثل روايت حميري از امام عصر عج : حميري به امام زمان حضرت مهدي (عج) نوشت و از آن حضرت سوال كرد: مردي كه شيعه است و متعه را حلال ميداند و اعتقاد رجعت دارد همسري دارد. همسري خوب كه در تمام كارها او را كمك كار است و لذا با او عهد كرده است كه هرگز بر او همسر ديگري نگيرد و ازدواج موقت نكند و خلاصه با وجود او كس ديگر را نخواهد و به اين عهد نوزده سال پايبند است و به عهد و قولش عمل كرده است و چه بسا مسافرت رفته و مدت زيادي دور از منزل خود بوده است و به قول خود پاي بند مانده و متعه نگرفته است و مشغوليت به برادران، اولاد، خدمه، كارگزاران و اطرافيان هيچ فرصتي به او نداده تا به فكر متعه بيفتد. متعه را حرام نمي داند بلكه متدين به آن است؛ ولي چون همسر خود را مِيخواهد و دوستش دارد براي حفظ او و خودش متعه نميگيرد و اين ارزش را دوست دارد.آيا او براي ترك متعه گناه كرده است؟ از طرف حضرت جواب رسيد: براي اين كه قسم به معصيت خدا خورده است لازم است خدا را اطاعت كند و يك دفعه هم که شده متعه بگيرد. (فروغ كافي ص7) 4 - با توجه به اينکه يک طرف ازدواج موقت زنان هستند و طبيعتا نقش مهمي در اجراي اين حکم الهي دارند به زناني که امکان براي ازدواج موقت دارند توصيه شده است که ازدواج موقت کنند که باعث آمرزش گناهان مي شود . مثل اين روايت : قال أبو جعفر ( عليه السلام ) : إن النبي ( صلى الله عليه وآله ) لما أسري به إلى السماء قال : لحقني جبرئيل ( عليه السلام ) فقال : يا محمد ( صلى الله عليه وآله ) ، إنّ الله تبارك وتعالى يقول : اني قد غفرت للمتمتعين من أمتك من النساء . از امام باقر عليه السلام نقل شده است که فرمود وقتي پيامبر گرامي اسلام ص به معراج رفت گفت که جبرئيل به من ملحق شد و گفت : اي محمد خدا تبارک و تعالي مي فرمايد من گناه زنان امت تو را که متعه شوند مي بخشم .( تهذيب الاحکام شيخ طوسي کتاب النکاح ) همچنين زناني هم که به دليل ازدواج دائم امکان ازدواج موقت برايشان فراهم نيست توصيه شده است در راه احياي آن بکوشند. واسطه شدن براي ازدواج هم دائم و هم موقت هم بسيار توصيه شده است . طبيعتا در اسلام اصل بر ازدواج دائم است و نبايد تلقي شود که ازدواج موقت بايد جايگزين شود اما ائمه ع با علم امامت مي دانستند که همه امکان ازدواج دائم برايشان فراهم نمي شود. 5- اما نکته اصلي درباره ازدواج موقت دبيرستاني ها اجازه پدر است. همه فقها تصريح دارند که دختر اگر يکبار ازدواج کند بعد از آن نيازي به اذن پدر ندارند . اما فقها در مورد اذن پدر براي ازدواج دختر باکره اختلاف نظر دارند . به نظر مي رسد اختلاف به علت وجود روايات با برداشتهاي متفاوت و با لحاظ کردن مصلحت جامعه باشد . چرا که برخي روايات بر لزوم اذن پدر تصريح دارد و برخي ديگر بدون اذن پدر آنرا جايز مي داند. برخي فقها از جمله شيخ طوسي تلاش کرده اند اين روايات را جمع کنند . شيخ طوسي در کتاب گرانسنگ الاستبصار با نقل روايات به ظاهر متعارض با اسناد صحيح تلاش کرده است آنها را جمع کند. شيخ طوسي در باب التمتع بالابکار حتي اجازه پدر را براي ازدواج موقت شرط نمي داند البته تصريح مي کند که دختر در سني بايد باشد که فريب نمي خورد و همچنين بايد باکره بماند. دو مورد از رواياتي که او نقل مي کند نشان از توجه به عرف جامعه است که عينا اينجا مي آورم : الف : ابو سعيد عن الحلبي قال سالته عن التمتع من البکر اذا کانت بين ابويها بلا اذن ابويها قال : لا باس ما لم يفتض ما هناک لتعف بذالک ابوسعيد از حلبي نقل مي کند که از ( امام صادق ع ) سئوال کردم درباره ازدواج موقت با باکره اي که پيش پدر و مادرش زندگي مي کند بدون اجازه آنها جواب داد : اشکالي ندارد تا زماني که باکره بماند تا بدينوسيله عفاف پيشه کند . ب: محمد ابن احمد ابن يحيي عن يعقوب اين يزيد عن ابن ابي عمير عن حفص بن البختري عن ابي عبدالله عليه السلام في الرجل يتزوج البکر متعه قال : يکره للعيب علي اهلها حفص بن بختري از امام صادق عليه السلام درباره مردي که دختر باکره اي را متعه مي کند پرسيد و او جواب داد کراهت دارد به خاطر عيبي که براي خانواده اش ايجاد مي شود .جالب است شيخ طوسي در اين بخش روايتي را از امام صادق ع نقل مي کند که سن دختري را که گول نمي خورد را 10 سال ( عشر سنين ) ذکر کرده است. البته تشخيص روايات به عهده فقهاست و بنده فقط اين روايات را جهت توجه شرع به عرف آوردم . 6 - فقهائي هستند که اذن پدر را شرط مي دانند اما آنرا تکليفي تلقي مي کنند . به عنوان مثال در فتواي مرجع فقيد آيت الله بهجت آمده است : ازدواج دختر باکره بدون اذن پدر "تکليفا" جايز نيست. معني عبارت "تکليفا" اينست که اگر دختر باکره بدون اذن پدر ازدواج کرد ازدواج صحيح است اما باتوجه به اينکه تکليف داشته از پدرش اذن بگيرد معصيت کرده است. البته آيت الله بهجت مثل غالب فقها ازدواج بدون اذن پدر را براي دختر باکره رشيده در صورتي که نياز به ازدواج داشته باشد و مفسده بالاتري نباشد جايز مي دانند. آيات عظام مکارم شيرازي و وحيد خراساني اذن پدر را همراه با " احتياط واجب " شرط مي دانند يعني مقلد مي تواند در اين مسئله به نظر فقيه ديگري رجوع کند. 7 - فتواي فقها عصر کنوني درباره لزوم اذن پدر شايد به علت مفسده اي است که اجازه نگرفتن دارد.بطوريکه در برخي جوامع و روستاها اگر دختر بدون اجازه پدر ازدواج کند ممکن است به نزاع و طرد دختر و حتي قتل او منجر شود . طبيعتا صدور عدم جواز براي ازدواج دختر بدون اذن پدر در چنين شرايطي به يک دليل ثانويه خارجي مي تواند باشد و آن مفسده باعث مي شود چنين جوازي صادر نشود. حال اگر در عرف جامعه شهرهاي بزرگي مثل تهران اين موضوع مفسده نداشته باشد و يا پدران از روابط دختران و پسران آگاه باشند و سکوت کنند آيا باز هم مي توان جواز اذن پدر را شرط دانست؟ 6 - آنچه در سخنان علي مطهري آمده مبتني بر همين نظر است . علي مطهري مي گويد با توجه به اينکه دحترها و پسرها باهم دوست مي شوند و حتي خانواده ها هم آنرا مي دانند چه ايرادي دارد که آنها باهم ازدواج موقت کنند . طبيعتا عرف جامعه تهراني با عرف يک جامعه روستائي متفاوت است شرع هم به عرف نظر دارد. بنابراين پيشنها مطهري غير منطقي نيست. چرا که او حتي به اذن پدر هم توجه داشته است . اگرچه بنده به برخي مواضع سياسي علي مطهري انتقاد دارم اما مطهري در اين باب سخني به گزاف نگفته است. در ضمن پدر و مادري که دوستي غير مشروع را عيب نمي دانند طبيعتا دوستي مشروع را هم نبايد عيب بدانند . چرا که چيزي که حرام آن جايز باشد حلالش به طريق اولي جايز است . تعجب من از حاج اقا نقويان است . او چطور مي گويد ازدواج موقت دبيرستانيها با آموزه هاي ديني ما سازگار نيست. اگر موضوع عرف است تغيير عرف به عهده چه کساني است . آيا حاج آقا نقويان جزو کساني نيست که بايد در تغيير عرفهاي غلط وظيفه دارد .با توجه به ادله فراوان و توصيه هاي جدي ائمه براي احياي سنت ازدواج بويژه ازدواج موقت از حاج آقا نقويان انتظار مي رفت که درباره تعطيل بودن ازدواج موقت حساسيت نشان دهد نه بر عکس . او بايد بداند که استحلال ازدواج موقت در حرف و عمل و تبليغ عينيت پيدا مي کند. شرع مقدس که ازدواج را نيمي از دين مي داند و ثواب نماز يک فرد همسردار را هفتاد برابر نماز يک مجرد مي داند و همچنين تصريح دارد که بدترين مردگان کساني هستند که مجرد بميرند آيا نبايد ازدواج را تسهيل کرد. در ضمن آيا عموميت آيه شريفه ( و انکحوا الايامي منکم و الصالحين من عبادکم و امائکم ) نشان نمي دهد که اصل بر وصل کردن است نه فصل کردن ؟ به نظر مي رسد آنچه باعث ايجاد چنين محدوديتهائي شده است عرف است و شرع هم بر عرف نظر داشته است. بي توجهي به اين موضوع باعث شده است در همه جاي ايران دختران با سن بالا هم امکان ازدواج دائم و يا موقت را نداشته باشند تا چه برسد به دبيرستانيها. فرمانده نيروي انتظامي اخيرا در اظهار نظري گفته است ازدواج موقت در جامعه در حد کفر تلقي مي شود اگرچه اين حرف اندکي اغراق اميز است اما اکراه و حساسيت در جامعه شايد به اين علت باشد که مردم از فلسفه و حکمت وضع چنين احکامي باخبر نيستند . چه شده است که برخيها ازدواج موقت را با فحشاء يکي مي دانند . آيا غير از اينست که اين موضوع بدليل جهل به احکام ازدواج است . در ازدواج موقت هم مثل ازدواج دائم عده وجود دارد و زن پس از جدائي از همسر قبلي در صورتي که رابطه کاملي در حد دخول داشته باشد بايد به اندازه دو پاکي صبر کند تا با نفر بعدي ازدواج کند. و در صورتي که رابطه اي متعارف بدون دخول داشته باشد عده ندارد و به محض جدائي از يکي با نفر بعد مي تواند ازدواج کند . اين وظيفه امثال آقاي نقويان است که در ترويج انواع ازدواج و احکام آن بکوشد.آشنا کردن مردم به احکام عده زنان نفقه و مهريه و همچنين فلسفه آنها طبيعتا در تصميم هر فردي براي ازدواج موثر خواهد بود. شايد اين همه توصيه براي احياي ازدواج موقت و حتي ثوابهائي که براي آن شمرده اند به اين علت باشد که احياء آن سخت است و اعمال هرچه سخت تر شود ثواب آن هم بيشتر است ( افضل الاعمال احمزها - با فضليت ترين اعمال آنست که انجام آن سخت تر باشد ). اميدوارم حاج آقاي نقويان نظر کارشناسانه اش را درباره اين روايات و ديدگاه فقها بيان کند. رواياتي را که در اين باب شمرده اند هيچ شباهتي به روايات ابوهريره مانند "پياز اکه" ندارد چرا که اين روايات را بزرگاني مانند شيخ طوسي شيخ صدوق شيخ مفيد و شيخ حر عاملي نقل و بر صحت آن تصريح کرده اند. بنده با توجه به مطالعه اي که در اين باره کرده ام اين نکات به ذهنم رسيد که اميدوارم حاج آقا نقويان در اين باره من و امثال مرا اقناع کنند . در پايان روايتي از کتاب من لايحضره الفقيه شيخ صدوق مي آورم که فضيلت ازدواج موقت را بيان مي کند : صالح ابن عقبه از امام باقر عليه السلام نقل مي کند که به امام باقر عليهالسلام گفتم: آيا براى متعه و عقد موقت ثوابى هست؟ امام عليهالسلام فرمود: «اگر براى رضاي خدا و مخالفت با کسي که آنرا انکار مي کند ( عمربن خطاب ) باشد هر كلمهاى كه با او سخن مىگويد خداوند حسنهاى براى او مىنويسد و چون به او نزديك مىشود خداوند گناهى را از او مىبخشد و چون غسل مىكند خداوند به اندازه هر مويى كه آب بر آن جارى مىشود گناهان او را مىآمرزد.» گفتم: به اندازه هر مويى؟ فرمود: «آرى، به اندازه هر مويى.» |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 9:9 توسط نقی مختاری
|
|
||
|
|
|
|
|
آقاي کردان سلام عصر روزي که خبر مرگت را شنيدم از ته دل فاتحه اي برايت خواندم. من از موافقان معرفي شما به عنوان وزير کشور نبودم و حتي بعد از راي اعتماد مجلس و ماجراي مدرک تحصيلي دوست داشتم خودتان کنار برويد و يا حتي برکنار شويد . نشد . اما عصر روز استيضاحتان دلم به حال شما به عنوان شخص مظلوم سوخت. احساس کردم بيشتر از استحقاقتان مجازات شديد. همه آدمها و دوستان خودشان را تبرئه کردند و همه کاسه کوزه ها را سر شما شکستند. شما مي توانستيد در روز استيضاح همه نظام را متهم کنيد . اسامي افراد را ببريد و بخاطر دفاع از آبرويتان آبروي نظام را ببريد تا معاندان نظام در لس آنجلس لندن و ايادي صهيونيسم و وهابيت هورا بکشند اما شما نکرديد. شما مي توانستيد با مخلوط کردن راست و دروغ از بالا تا پائين نظام را بشوئيد و بگذرايد کنار و خيليها اين انتظار را داشتند .اما شما اين کار را نکرديد تا آبروي نظام حفظ شود. شما مثل کساني که بعد از انتخابات نظام را به " شعبده بازي " و " صحنه آرائي " متهم کردند نبوديد . شما مثل کساني که ظلم بزرگ هتک حرمت نظام اسلامي را مرتکب شدند نبوديد. کساني که مصداق خوبي براي ضرب المثل " ديگي که براي ما نجوشد همان بهتر که سر سگ در آن بجوشد هستند . " شما را به خاطر عدم صداقت استيضاح کردند اما عدم صداقت شما کجا و عدم صداقت ديگران کجا. آقاي کردان در روز استضاح همه از شما بد مي گفتند و شما شعر مي خوانديد و اسم رهبر معظم انقلاب از دهانتان نيفتاد. هر کسي بودي و هر کاري کردي مقابل ولايت و رهبري که نايستادي و اين آب کر به به احتمال زياد آلودگيهايت را پاک مي کند. دکتر احمدي نژاد چه خوب در مراسم توديع تان گفت که شما با خدا معامله کرديد. آري آقاي کردان شما با خدا معامله کرديد . همچون حر ابن يزيد رياحي . اشتباهاتت ازاشتباهات حر که بالاتر نبود اما ولي زمان او را بخشيد چرا که او خود را به آب کر رساند. دلم گواهی می دهد که عاقبت بخیر شده اید و از استدراج رهائی یافته اید. اينها را نه به اين علت مي گويم که توصيه شده ايم مردگان را به نيکي ياد کنيم و نه به اين علت که ملزم هستيم در هر نماز ميتي بخوانيم که " خدايا ما از او جز نيکي نمي دانيم اگر نيکوکار است بر نيکي اش بيفزا اگر بدکار است از اشتباهاتش درگذر " . اينها حرفهاي دل من است که احساس مي کنم اگر گناهکار هم بوديد مظلوم واقع شده ايد. الان کاملا مي فهمم که موضوع اصلا مدرک نبوده بلکه موضوع زمين زدن دولت بوده است . چرا که بيشتر آن آدمها دربرابر ظلم بزرگ هتک حرمت نظام اسلامي و جرم بزرگ موضع عدالتخواهانه اي که درباره يک مدرک گرفتند نمي گيرند. الان مي فهمم که آن حرفها " بي بند و باري در گفتار" بوده است و نه عدالتخواهي. موضوعي که رهبر معظم انقلاب هم به آن اشاره کردند . حاش لله از بصيرتي که رهبر معظم داشتند . آقاي کردان عبارتي از نهج البلاغه را که مي خوانم مي فهمم که سفر سختي آغاز کرده ايد . اميرالمومنين از عقبه هاي بعد از مرگ سخن مي گويد. ان امامکم عقبه کئودا . مقابلتان عقبه سختي است . برايت فاتحه خواندم و باز هم خواهم خواند. هر که بودي و هر کاري که کردي نظام را از يک عقبه اي عبور داده اي . هر اشتباهي کرده باشي اظهار ايمان مي کردي و خودت را از نظام جدا نمي کردي. همه ما اشتباه می کنیم . اما برخي ها قرار نبود آبروي مومن را از کعبه بالاتر بدانند. يادم مي آيد روزنامه کارگزاران که بعدا توقيف شد روز بعد از استيضاح با تيتر بزرگ نوشته بود " پايان نامه کردان ". اما همين روزنامه بعدها با تائید موضع یک تشکل مبنی بر تروريست بودن حماس در اوج جنگ غزه و کشتار زنان و کودکان عيار عدالتخواهي اش را نشان داد و توقيف شد . آقاي کردان سفر سختي را آغاز کرده ايد . ما هم دير يا زود اين سفر سخت را آغاز خواهيم کرد . اما نمي دانم چرا دلم گواهي مي دهد پاک شده ايد و رفته ايد. شنيده ام در روزهاي سختي که با آبرويتان بازي مي شد به حرم امام رضا ع پناه برده ايد و تضرع کرده اید . جاي خوبي رفته بوديد اميدوارم اين امام رئوف در اين سفر سخت شما را ياري کند. آقاي کردان موقعی که این مطلب را می نوشتم نمی دانم چرا چشمهایم اندازه بال مگس خیس شد . یاد سخنرانی مرحوم فلسفی درباره حر ابن یزید ریاحی افتادم . برايتان فاتحه خواندم و باز هم خوام خواند. تنها به اين علت که براي حفظ آبروي خود آبروي نظام را فدا نکرديد. یادم هست که می گفتید "چرا مرا متهم می کنید آمریکا را متهم کنید. " اما بعد از انتخابات دیدی که چه کردند. طوریکه که ایادی صهیونیسم و آمریکا برایشان هورا کشیدند . شما حداقل کاری نکردید که برایتان هورا بکشند . دلم گواهی می دهد پاک شده اید و رفته اید . خدا خود گفته است که رحمتی وسعت کل شئی . رحمت من بر همه چیز گسترده است . آقاي کردان سفر بخير
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 22:58 توسط نقی مختاری
|
|
||
|
|
|
|
|
قران کريم به صراحت يهود را شديدترين دشمنان مومنان معرفي مي کند اما چه طرح استکباري از اين بالاتر که جاي دوست و دشمن را عوض کنيم . 42 مفتي وهابي عربستان اخيرا دربيانيهاي تحريک آميز به جاي محکوم کردن اهداف صهيونيستها در انهدام مسجد الاقصي درباره هلال شيعي هشدار دادند . سران وهابي دراين بيانيه با تاييد حملات گسترده عربستان به شيعيان الحوثي در يمن مدعي شدند شيعيان به دنبال تسلط تفکر شرک در عربستان هستند. آنان با هشدار درباره هلال شيعي از مسلمانان خواستند ضد ايران تدابير امنيتي و تبليغاتي اتخاذ کنند. در ميان امضا کنندگان بيانيه توهين آميز 42 مفتي وهابي، نام شيخ ناصر عمر مشهور به هيتلر عرب ديده مي شود. اين افراد کساني هستند که از انفجار حرم امام هادي و امام حسن عسکري(عليهماالسلام) در عراق هم حمايت و بر ادامه حمله به شيعيان تاکيد کرده بودند. حمله عربستان سعودي به شيعيان يمن آن هم در ماه حرام يادآور فاجعه خونبار مکه در سال 1366 است . فاجعه اي که در آن آل سعود به حجاجي که مراسم برائت از مشرکان برگزار کرده بودند حمله کرد و آنها را به خاک و خون کشيد . امام خميني ره در آن زمان در پيام تاريخي خود آل سعود را خائنين به حرمين شريفين ناميد . امام در آن پيام تاريخي تصريح کردند : " اگر از صدها وسيله تبليغاتي استفاده مي كرديم و اگر هزاران مبلغ و روحاني را به اقطار عالم مي فرستاديم تا مرز واقعي بين اسلام راستين و اسلام آمريكايي و فرق بين حكومت عدل و حكومت سرسپردگان مدعي حمايت از اسلام را مشخص كنيم، به صورتي چنين زيبا نمي توانستيم و اگر مي خواستيم پرده از چهره كريه دست نشاندگان آمريكا برداريم و ثابت كنيم كه فرقي بين محمدرضا خان و صدام آمريكايي و سران حكومت مرتجع عربستان در اسلام زدايي و مخالفتشان با قرآن نيست و همه نوكر آمريكا هستند و مامور خراب كردن مسجد و محراب و مسئول خاموش نمودن شعله فرياد حق طلبانه ملت ها، باز به اين زيبايي ميسر نمي گرديد، و همچنين اگر مي خواستيم به جهان اسلام ثابت كنيم كه كليدداران كنوني كعبه لياقت ميزباني سربازان و ميهمانان خدا را ندارند و جز تامين آمريكا و اسرائيل و تقديم منافع كشورشان به آنان كاري از دستشان برنمي آيد، بدين سعود، اين وهابي هاي پست بي خبر از خدا به سان خنجرند كه هميشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته اند، به اين اندازه كه كارگزاران ناشي و بي اراده حاكميت سعودي در اين قساوت و بيرحمي عمل كرده اند، موفق نمي شديم و حقا كه اين وارثان ابي سفيان و ابي لهب و اين رهروان راه يزيد روي آنان و اسلاف خويش را سفيد كرده اند. " امام خود منادي وحدت شيعه و سني بود اما وهابيت را چه به سني بودن. آنها معتقدند شيعه مشرک و واجب القتل است . همه حرمها را بايد نابود کرد حتي حرم پيامبر گرامي اسلام ص چرا که مظهر شرک است . نمي دانم آنها چرا رويشان نمي شود بگويند کعبه را هم چون مظهر شرک است بايد منهدم کرد و فقط خدا را پرستيد . چرا آنها نمي گويند خدا که در داخل کعبه نيست براي چه رو به سوي کعبه عبادت مي کنيد. چطوربايد با اينها صحبت کرد . چطور با اينها درباره " ابتغوا اليه الوسيله " صحبت کنيم. چطور با اينها درباره شعائر الله صحبت کنيم که "و من يعظم شعائر الله فانها من تقوي القلوب ". نتيجه تفکر وهابيت - اسلام آمريکائي - را در عراق و يمن و افغانستان و پاکستان و حتي ايران مي بينيم. آري آل سفيان هنوز نمرده است. استکبار چه خوب سوژه اي پيدا کرده است . کشتن مسلمانان بدست خود آنها. اما نبايد گول اين بازي را خورد . همه اينها شايد وسيله براي انحراف مسلمانان از دشمن اصلي يعني صهيونيسم باشد. اما ما مي دانيم که وهابيت و صهيونيسم هم پياله هستند. بايد با تدبير اين فتنه را خاموش کرد. خارج کردن حرمين شريفين از دست خائنين بايد يکي از اهداف اصلي مسلمانان باشد. آنها فکر مي کنند پرده داري و سقايت الحاج يعني رهبري امت اسلامي . چه زيباست اين آيه قران کريم که " اجعلتم سقايه الحاج و عماره المسجد الحرام کمن آمن بالله و اليوم الآخر ..." . ( توبه ۱۹ ) آيا آب دادن به حجاج و تعمير مسجد الحرام را مانند کساني قرار مي دهيد که به خدا و روز جزا ايمان دارند ... . روايت زيبائي هم وجود دارد درباره عصر ظهور امام مهدي عج که با حکومت حاکم بر عربستان فعلي تشابه دارد . طبق اين روايات نخستين گروهي که حضرت با آنها خواهد جنگيد " دزدان کعبه " است. امام صادق عليه السلام فرمود: امـا ان قـائمـنـا لو قـدقـام ، لاءخـذ بـنـى شـيـبـة و قـطـع ايـديـهـم و طـاف بهم و قال : هؤ لاء سراق الله ! يعنى : بهوش باشيد هنگامى كه قائم ما قيام نمايد ((بنى شيبه )) را كه كليددار خانه كـعـبـه اند، دستگير و دست آنان را به كفر گناهانشان مى برد و آنان را مى گرداند، چرا كه آنان ، دزدان خانه خدا و اموال و امكانات آن مكان مقدسند. ( كافى ، ج 4، ص 243.) در روايت ديگر فرمود: ... و قـطـع اءيـدى بـنـى شـيـبـة ... و كـتـب عليها: هؤ لاء سراق الكعبة ! يـعنى : دست ((بنى شيبه )) را مى برد و بر سينه آنان نوشته اى نصب مى گردد كه : اينها دزدان كعبه اند.(ارشاد مفيد، ص 364 و معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام ، ج 3، ص 293 و 387). بـنـى شـيـبـه ، خـدمـتـگـزاران كـعـبـه و كـليـدداران آنـنـد كـه نـسـل بـه نـسـل ايـن مـقـام را قـبـضـه كـرده و بـجـاى خـدمـت و تـلاش صـادقـانـه ، اموال ، امكانات و ذخائرى را كه مردم به بيت الله هديه كرده اند مى برند و به ناروا مى خورند و هرگونه كه هواى دلشان خواست در آن تصرف مى كنند. به همين جهت است كه امام مهدى عليه السلام آنان را ((دزدان كعبه )) مى نامد. چه تعبير زيبائي است . دزدان کعبه . " تبت يدا ابي لهب و تب" دستان ابي لهب بريده باد . آري حاکمان آل سعود روي ابي سفيان و ابي لهب را سفيد کرده اند . بايد کاري کرد . در کنار هدف مهم آزادسازي قدس شريف از دست صهيونيسم بين الملل بايد تلاش کنيم کعبه را هم از دست دزدان آنها بازپس گيريم.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 18:17 توسط نقی مختاری
|
|
||
|
|
|
|
|
"عاشقانه هاي پسرنوح " عنوان مجموعه شعري است ازدوست عزيزم علي محمد مودب. اين مجموعه را مودب در سال 1382بچاپ رسانده است . وقتي از او مي پرسم علت نامگذاري چه بوده است به آقازاده ها اشاره مي کند و سرمستي آنها . يادم مي آيد آن زمان اين کتاب کوچک را به من هديه داد . اوضاع اين روزها مرا به دنبال اين کتاب مي کشاند . مي گردم و بعد از سالها از ته کارتن هاي کتاب که در گوشه کمد گذاشته بودم در مياورم. جمله اي که به رسم هديه کتاب در صفحه اول نوشته است مرا به ياد دوستيهامان مي اندازد : " يک لحظه شک نمي کنم که تو برادرترين بودي و مهربان ترين به ياد گفتگوهايمان باش و دعايم کن " کتاب را باز مي کنم و دنبال جملاتي که براي پسر نوح گفته مي گردم. مناسب با اوضاع روزگار ماست : آري پسر نوح يک نماد است از فرزنداني که به غير راه پدر رفته اند. نمي دانم اين کتاب را که مي خوانم ياد پسراني از بزرگواران انقلاب مي افتم که رفتارهايشان نشان مي دهد ظرفيت مناسبي براي پسر نوح شدن را دارند که در زير به چند مورد آن اشاره مي کنم: 1- عليرضا بهشتي پسر شهيد بزرگوار دکتر بهشتي است. کسي که به تعبير امام يک ملت بود براي ما . کسي که در نوشتن قانون اساسي نقش بسزائي داشته است . در تثبيت جايگاههائي همچون شوراي نگهبان و ولايت فقيه نقش بسزائي داشته است . اما غصه ام مي گيرد وقتي مي شنوم پسر او بعد از انتخابات به قانوني که پدرش نوشته است پشت کرده است. انتخاباتي که مبتني بر قانون برگزار شده و طبق قانون اساسي شوراي نگهبان آنرا تائيد کرده و به پيروي از قانون ولي فقيه آنرا تنفيذ کرده است. غصه ام مي گيرد وقتي مي خوانم او قضاوت 6 فقيه و 6 حقوقدان اسلامي را نمي پذيرد و براي اثبات حرف خود به بيگانه هم پناه مي برد . آري او درمصاحبه با روزنامه لا استامپا اسپانيا دوباره بر طبل تقلب در انتخابات کوبيده است. غصه ام مي گيرد وقتي در سايت آينده نيوز مي خوانم او ولايت فقيه را در حد يک قرارداد اجتماعي تنزل داده است. ۳ - سيد حسن خميني پسر يادگار امام . اگرچه در زبان موضعي عليه نظام نگرفته است اما در عمل کرده است آنچه را که نمي بايد. به بهانه سفر به خارج از کشور از مراسم تنفيذ فرار کرده است و هيئت دولت را هم در حرم امام همراهي نکرده است. آري او عملا القاء کرده است که دولت فعلي را قانوني نمي داند. او حتي بعد از نامه موسوي به منتظري و شعارهاي انحرافي روز قدس موضعي نگرفته است. گستاخي هاي اخير عطا مهاجراني وزير ارشاد دولت خاتمي -که در انگليس بسر مي برد - درباره شجاعت منتظري در برابر امام ! هم از همين سنخ است که موضعي نه از طرف او و نه از طرف اصلاح طلبان مدعي راه امام گرفته نشده است. مواردي اين چنيني باز هم هست که نشان مي دهد پسر نوح عبرتي براي تاريخ است. چند وامانده، حديث نرسيدن خواندند كورها خطبه ي ترديد و نديدن خواندند چه امامي كه قبايش نجس از بول پسر نوح شد غرقه در اين غائله از هول پسر نکته پاياني : چندي پيش سخنراني مرحوم استاد فلسفي را درباره حر بن يزيد رياحي در تلويزيون مي ديدم . خيلي به دلم نشست . بسيار تاکيد مي کرد که مبادا در دلتان ذره اي کدورت از حر باشد که او جلوي کاروان امام را بست و اگر او نبود اين حادثه اتفاق نمي افتاد . وقتي امام او را بخشيد هيچ کينه اي نبايد نسبت به اعمال گذشته او داشته باشيد. اين همان شيوه " جذب حداکثري و دفع حداقلي " است که رهبري آنرا به عنوان سياست نظام مطرح کردند . از همه کساني که در اين انتخابات دچار خبط و اشتباه شدند مي خواهيم به خط ولايت بازگردند و در صورت بازگشت به خط رهبري همچون حر بن يزيد رياحي انها را دوست خواهيم داشت. نمي گويم مثل حر کفشهايشان را به گردن بياويزند و بگويند يا به شمشير بکش يا به قران ببخش. نه اين انتظار بزرگي است و همه تاب و تحمل چنين کاري را ندارند. اما مي گويم چشمهايشان را بازکنند و بفهمند . بفهمند که گرگهاي صهيونيسم و وهابيت براي تکه پاره کرده ايران اسلامي دندان تيز کرده اند. اما اگر برنگردند بدانند که ما به حول و قوه الهي تا پاي جان از رهبرمان دفاع خواهيم کرد و در اين راه از ملامت ملامتگران هراسي نخواهيم داشت.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 20:56 توسط نقی مختاری
|
|
||
|
|
|
|
|
هنوز يادمان نرفته است که ميرحسين موسوي که خود را نخست وزير امام مي خواند در روز جهاني قدس در جمع کساني شرکت کرد که شعارهائي براي انحراف از مسير اصلي روز قدس مي دادند . مهمترين اين شعارها که مغايرت 180 درجه اي با روز قدس داشت شعار " نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران " بود. شعاري که در روزهاي قبل از آن بي بي سي و صداي آمريکا بارها آن را تبليغ کرده بودند . ميرحسين موسوي سپس در بيانيه شماره 13 خود نه تنها اين شعارها را محکوم نکرد بلکه روز قدس امسال را نقطه عطف ناميد! چند روز بعد تيتر يکي از روزنامه ها را ديدم که به نقل از محسن قرائتي نوشته بود : " نه غزه نه لبنان يعني نه قران ". جمله زيبائي بود که باعث شده اين نوشته را بنويسم. در مطلب قبلي نوشته بودم که قدس ستيزي يعني ظهور ستيزي و به همين علت مي خواهم اشاراتي به دو آيه قران کريم داشته باشم که نقش قدس در ظهور بقيه الله الاعظم حضرت وليعصر عج را مي رساند: آيه 159 سوره نساء و آيه 61 سوره زخرف. اين آيات که روايات متعدده آن را تائيد مي کند نشان مي دهد که امام عصر پس از ظهور در مکه به سمت بيت المقدس حرکت خواهد کرد و در راه دشمنان را از پيش رو برخواهد داشت و پس از آزاد سازي قدس از دست دشمنان خدا عيسي ع که زنده است از آسمان نزول خواهد کرد و پشت سر او نماز خواهد خواند. 1- و ان من اهل الکتاب الا ليومنن به قبل موته و يوم القيامه يکون عليهم شهيدا ( نساء آيه 159 ) از اهل کتاب کسي نيست جز اينکه که به مسيح ايمان مي آورد قبل از مرگش و او در روز قيامت بر آنها گواه خواهد بود. مرحوم علامه طباطبائي در تفسير گرانقدر الميزان ذيل اين آيه با بيان وجوه مختلف درباره اين آيه مي نويسد : " با در نظر گرفتن سياق آيه ( و ان من اهل الکتاب الا ليومنن به قبل موته) يعني واقع شدنش بعد از آيه (و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبه لهم ... مناسبتر آن به نظر مي رسد که آيه مورد بحث در مقام نمردن عيسي ع باشد و بخواهد بفرمايد او هنوز زنده است ... پس همين نکته اي که به نظرت رسانديم مويد اين است که مراد از ايمان آوردن اهل کتاب به عيسي قبل از موت / ايمان آوردن همه آنها به وي قبل از موت وي باشد . " علامه طباطبائي سپس در ذيل آيه 159 سوره نساء به بحثس روايتي در اين باره مي پردازد و با ذکر چند روايت درباره نزول مسيح عليه السلام هنگام ظهور حضرت مهدي عليه السلام مي نويسد : "روايات درباره نازل شدن عيسي عليه السلام در هنگام ظهور مهدي عليه السلام بسيار زياد است و به اصطلاح مستفيض است هم از طرق اهل سنت و هم از طرق شيعه هم از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و از ائمه اهل بيت عليهم السلام . " از جمله روايتي که علامه نقل مي کند اين روايت است : و در تفسير قمي ذيل آيه شريفه و ان من اهل الکتاب الا ليومنن به قبل موته گفته است : پدرم از قاسم ابن محمد از سليمان بن داود منقر از ابي حمزه از شهر بن حوشب روايت کرده که گفت حجاج به من گفت اي شهر يک آيه از قران مرا گيج کرده نمي فهمم معنايش چيست ؟ پرسيدم اي امير آن کدام آيه است ؟ گفت آيه و ان من اهل الکتبا الا ليومنن به قبل موته است با اينکه به خدا سوگند دستور مي دهم گردن يک يهودي و يا مسيحي را بنند و خودم تا آخرين رمقش مي ايستم و به دقت نگاه مي کنم ببينم لبها همچنان بسته است تا بدن سر شود . با اين حال چطور اين آيه قران خبر مي دهد که هر يهودي در دم مرگش به عيسي ايمان مي آورد . من به او گفتم خدا امير را اصلاح کند معناي آيه شريف آن طور که تو فهميدي نيست پرسيد پس به چه معناست ؟ گفتم : عيسي قبل از بپا شدن قيامت از آنجا که هست نازل مي شود و هيچ اهل ملتي باقي نمي ماند نه يهودي و نه غيريهودي مگر آنکه قبل از مرگ وي به وي ايمان آورند و او دنبال مهدي عليه السلام به نماز مي ايستد . حجاج چون اين بشنيد از در تعجب گفت : واي بر تو اين سخن از که آموختي و از چه کسي نقل مي کني ؟ گفتم محمد ابن علي ابن حين ابن ابيطالب آن را برايم نقل کرد در پاسخم گفت بخدا سوگند از سرچشمه زلال گرفته اي ( تفسير قمي ج 1 ص 158 ) . علامه سپس توضيح مي دهد که احتمالا منظور از محمد ابن علي همان محمد حنفيه فرزند اميرالمومنين ع باشد و علي ابن الحسين در اين عبارت اضافه شده است. علامه طباطبائي همچنين با ذکر روايتي به نقل از در المنثور به روايتي که اهل سنت نقل کرده اند اشاره مي کند . در در المنثور احمد و بخاري و مسلم و بيهقي در کتاب الاسماء و الصفات روايتي آورده اند که راوي گفته رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود : "چه حال و روزي داريد وقتي که پسر مريم بين شما نازل شود و امامتان از خودتان باشد." 2- و انه لعلم للساعه فلا تمترن بها واتبعون هذا صراط مستقيم ( زخرف ۶۱) و او ( مسيح ) وسيله آگاهي يافتن است براي روز قيامت پس در آن مجادله مکن و از من اطاعت کن و اين راه مستقيم است . آيات قبل درباره عيسي عليه اسلام است و مفسران به همين علت انه را به عيسي برگردانده اند . علامه طباطبائي در الميزان در اين باره مي نويسد منظور عيسي ابزار و وسيله علم پيدا کردن به قيامت است و سپس به تفاسير مختلف اشاره مي کند و بيان تفسير مجمع البيان و روح المعاني را نقل مي کند که منظور نزول عيسي از آسمان در آخرالزمان است. ابوالفتوح رازي از علماي اهل سنت در قرن 6 هجري هم در تفسير خود ذيل آيه 61 سوره زخرف هم زنده بودن مسيح و نزول او در آخر الزمان را آورده است. ابوالفتوح رازي در ذيل اين آيه مي نويسد :" ( و انه لعلم للساعه ) و عبدالله عباس و مجاهد و قتاده و سدي و ابن زيد گفتند : عيسي را خواست که او علم قيامت است يعني بعثت او در آخرالزمان و آمدن او دليل قرب قيام ساعت باشد و گفتند مراد آن است که نزول او از آسمان علامت قيام ساعت است." ابوالفتوح رازي سپس در ادامه مي نويسد : " در خبر است که عيسي بن مريم بر زمين بيت المقدس فرود آيد بکوهي از کوههاي او که آنرا افيق گويند و جامه مصري پوشيده و موي سر او پنداري روغن از وي مي چکد و حربه بدست دارد که با آن دجال را بکشد امام بيت المقدس در نماز ديگر باشد چون او را بيند از محراب باز پس آيد او را اشارت کند که پيش رو بامامت نماز . او دست امام گيرد و پيش برود و گويد تو اولي تري که نائب محمدي صلي الله عليه و آله و سلم و او نماز کند و عيسي عليه السلام در پس او نماز کند آنگه بيايد و کليساها را ويران کند و صليبها را بشکند و خوکان را بکشد و ترسايانرا بکشد الا آنانکه ايمان آرند . " غرض از گفتن اين مسائل بيان جايگاه قدس در بين مسلمانان است . به همين علت است که امام خميني ره مساله فلسطين را مساله اول جهان اسلام اعلام کرد. طبيعتا مساله اول بودن يعني حتي مهمتر از مسائل داخلي بودن است. طبيعتا امام خميني ره جايگاه قدس را بهتر از همه ما مسلمانان مي دانستند. با اين حساب مي توان صداقت آنهائي که شعار نه غزه و نه لبنان سر مي دهند و سپس دم از امام مي زنند را شناخت ! نتيجه نهائي از اين سخن اين است که در آخر الزمان که فتنه ها زياد است مي تواند با قطب نماي قدس مسير حق را شناخت . هر کسي که براي آزادي قدس از دست صهيونيسم بين الملل تلاش کند در مسير حق است و هر کسي در غير اين راه باشد گمراه است. بنا بر روايات اگرچه آزادسازي نهائي قدس بدست مبارک حضرت وليعصر عج خواهد بود اما همين هم نياز به زمينه سازي دارد. آنچه رهبر معظم انقلاب در چالوس در باره بصيرت بيان کرد هم اشارتي به همين موضوع است. آيت الله خامنه اي در چالوس قطب نماي بصيرت را مطرح کردند و تاکيد کردند: "هر حركتي كه دشمنان خوني ملت و نظام اسلامي يعني استكبار و صهيونيسم را خشمگين كند، حركتي صحيح و در مسير حق است و هر اقدام و مسيري كه آنها را خوشحال و ذوق زده كند و در تبليغات و سياستهايشان بر آن تاكيدكنند، مسيري كج، غلط و زاويهدار است." آري فتنه ها که سربرمي آورد نياز به بصيرت بيشتر مي شود . و هم اکنون مساله قدس يک قطب نما براي يافتن راه حق است. و اين تعبير مولا اميرالمومنين هم چه زيباست که مي فرمايد : " حق را با آدمها نمي توان شناخت . حق را بشناس آدمهاي آنرا خواهي شناخت. "
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 15:8 توسط نقی مختاری
|
|
||
|
|
|
|
|
در مدتي که ننوشته بودم فرصتي براي بروز شدن پيدا نکردم اما اگر مي نوشتم موضوعات مختلفي براي نوشتن و اعلام موضع کردن وجود داشت و به همين علت در اينجا مواضع خود را درباره هر کدام از موضوعات و سوژه ها بطور خلاصه مي نويسم. رهبر معظم انقلاب تبيين کردند که در فتنه ها نبايد ساکت ماند چرا که برخي ها در توجيه سکوت خود به نخستين حکمت نهج البلاغه استناد مي کنند که در فتنه ها مانند شتر دوساله باش چرا که نه کوهان دارد تا سوارش شوند و نه پستان دارد تا بدوشند. اما رهبر معظم تبيين کردند که سکوت هم مي تواند باعث سواري دادن شود و يا دوشيده شدن. و اينها نکته هائي است براي ساکت نماندن: 1- موضوع اول حاشيه هاي روز جهاني قدس است . حضور کروبي و ميرحسين موسوي در روز جهاني قدس در جمع کساني که با به انحراف کشاندن اين روز شعارهائي نظير مرگ بر روسيه و مرگ بر چين سر مي دادند نکته قابل توجهي داشت و آن اينکه معني راه امام را فهميديم. مبارک است ! 2- ميرحسين موسوي در نامه اي به منتظري از او درباره موضوعات مختلف درخواست کمک و راهنمائي کرده است. استمداد از کسي که امام او را ساده لوح خوانده و در نامه اي او را به علت حمايت از منافقين و مهدي هاشمي معدوم از قائم مقامي رهبري برکنار کرده است جالب توجه است. مقامات قضائي وقت براي مهدي هاشمي 27 فقره قتل به اثبات رساندند.(رجوع کنيد به خاطرات آقايان ري شهري و محمدي گيلاني ). اين همه نسخه ديگري از راه امام ! 3- سکوت برخي از خواص درباره به انحراف کشيده شدن روز قدس خود نکته ديگري است . همان هائي که به علت اظهارات مشائي درباره مردم اسرائيل به مخالفت با دولت برخاسته بودند. انگار که اسرائيل مشائي با اسرائيل ديگران متفاوت است. البته مشائي با اعلام تبعيت از نظر رهبر معظم انقلاب حرف خود را تصحيح کرد اما ديگران چه ؟ البته همين خواص درباره موضوع نامه به منتظري هم سکوت کرده اند. انتظاري جز اين از خواص نمي رود مولاي متقيان در نامه خود به مالک اشتر تکليف خواص را روشن کرده است . 4- آقاي هاشمي رفسنجاني پس از اجلاس خبرگان پنجشنبه در حرم مطهر امام از حمله به بيت امام انتقاد کرد و گفت : " اگر روزي کساني به خود اجازه بدهند که اين بيت را و اين آثار امام و يادگاران امام را از انقلاب جدا کنند و بين انقلاب و آنها فاصله بياندازند بزرگترين خيانت را مرتکب مي شوند. " لابد منظور از بيت امام سيد حسن خميني است و منظور از خيانت انتقادهائي است که از مواضع او مي شود. حرمت بيت امام بايد نگه داشته شود اما من نمي دانم راه امام مهم است يا بيت امام ؟ ميرحسين موسوي در مخالفت علني با راه امام روز قدس را به انحراف مي کشاند و از منتظري مطرود امام استمداد مي طلبد اما اينها هيچکدام خيانت نيست اما انتقاد از مواضع سيد حسن خيانت به امام است! راستي مگر حرمت امام زاده را نبايد متولي آن نگه دارد. چه شده است که سيد حسن که بارها از موسوي حمايت کرده است درباره مواضع او که مخالفت صريح با نظر امام دارد سکوت کرده است. آن هم در باره موضوعاتي که از محکمات راه امام محسوب مي شود. منتظر شنيدن مواضع بيت امام درباره راه امام مي مانيم. 5 - در خبرها آمده بود که برخي از علما از انتخاب وزير زن انتقاد کرده اند. انتقاد خوب است اما اي کاش پارسال هم که آقاي صانعي فتوا دادکه زن حتي مي تواند ولي فقيه شود! چنين موضعي گرفته مي شد. کما اينکه در برخي روايات - به فرض صحت - نهي از ولايت امر زنان است ( لن يفلح قوم ولت امرهم امراه - قومي که ولايت امر آنها بدست زن باشد به فلاح و رستگاري نمي رسد). در حالي که در کشور ما رئيس جمهور بازوي ولي امر است تا چه برسد به وزير و معاون رئيس جمهور. ۶- اروپا و امريکا و احتمالا روسيه دندان تيز کرده اند براي تحريم بنزين ايران. احتمالا جنگ رواني است اما دشمن را نبايد دست کم گرفت . البته ما که ماشين نداريم و نگران بنزين نيستيم. پياده روي هم برايمان خوب است. امام هم به ما راه را نشان داده است که اگر تحريم کنند ما فرزندان رمضانيم و اگر جنگ کنيد فرزندان عاشورائيم. ضمنا تنگه هرمز - لوله حيات غرب - را هم مي توانيم قيچي کنيم. ۷ - با قدس شروع کردم بهتر است با قدس به پايان برسانم. قدس ستيزي يعني ظهور ستيزي . روايات عصر ظهور تصريح دارند که فتح نهائي قدس بدست مبارک حضرت وليعصر عج خواهد بود که منجر به فرود مسيح از آسمان خواهد شد و نمازي که پشت سر حضرت خواهد خواند. شيخ علي کوراني در کتاب عصر ظهور با تبيين آيه 61 سوره زخرف که در آن مسيح ع از نشانه هاي روز موعود شمرده شده است قدس را در مسائل مربوط به زمينه سازي براي ظهور بسيار تعيين کننده مي داند. اينها را گفتم تا کساني که شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران سر مي دهند حساب دستشان بيايد. در ضمن غزه همچنان در محاصره است و مردمان اين منطقه زندگي سختي را مي گذرانند . صهيونيستها هم اخيرا به مسجد الاقصي هجوم برده اند که منجر به زخمي شدن دهها فلسطيني شده است. بايد کاري کرد و از دريوزگان داخلي و خارجي نهراسيد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 16:46 توسط نقی مختاری
|
|
||
|
|
|
|
|
الفتنه اشد من القتل ( سوره بقره آيه 191 )
الفتنه اکبر من القتل ( سوره بقره آيه 217) --- فتنه از قتل شديدتر است. فتنه از قتل بزرگتر است. شدت و بزرگي در اين ايات به چه معناست؟ علامه طباطبائي در تفسير الميزان در ذيل آيات ياد شده جرم فتنه را ياد آور مي شود و مي گويد : جرم فتنه از قتل بزرگتر است. اين مطلب را به اين علت آوردم که درباره حوادث بعد از انتخابات سخني گفته باشم . حوادثي که رهبر انقلاب آنرا فتنه اي عميق ناميدند. جين شارپ از نظريه پردازان انقلاب هاي مخملي در کتابهاي مختلفي درباره شيوه هاي براندازي آنچه آنرا حکومتهاي ديکتاتوري مي نامد سخن گفته و براي آن راه حل تعيين کرده است. يکي از اين شيوه ها استفاده از اقدامات خشونت پرهيز براي مشروعيت زدائي از حکومت است که در نهايت باعث سقوط حکومت مي شود.
جين شارپ در کتاب " ضد کودتا" با تبيين راهکارهائي نظير حرکتهاي مدني و تبليغاتي مخالفان حاکميت را به پرهيز از اقدامات خشونت آميز در مقابل ماموران حکومتي توصيه مي کند و مي نويسد: "سرکوب مدافعان خشونت پرهيز مي تواند براي سرکوبگران نتيجه عکسي داشته باشد . در چنين شرايطي سرکوب خشونت آميز واکنشي عليه قدرت سرکوبگر تبديل مي شود . به اين روند جوجيتسوي سياسي مي گويند . " جين شارپ سپس مشروعيت زدائي از حکومت با اين شيوه و نتايج آنرا به اين شکل توضيح مي دهد : " به کارگيري خشونت عليه مدافعان خشونت پرهيز آزادي مي تواند به سرکوبگران از چند جهت آسيب برساند 1- موجب شود که مردم بيشتري به صفوف بپيوندند و مدافعان را در پيکار خود مصمم تر کند 2- موجب کاشتن بذر ترديد در ذهن سربازان کارگزاران و مردم مدافع کودتا شود و آنان را به مخالفت با کودتا وا دارد 3- موجب مخالفت سفت و سخت تر جهاني با کودتاچيان شده اذهان عمومي را بسيج کرده و تحريمهاي ديپلماتيک و اقتصادي عليه توطئه گران در پي دارد. " البته اين مرحله از مشروعيت زدائي بخش پاياني و نهائي انقلابهاي مخملي است چرا که در انقلابهاي مخملي که عمدتا نزديک انتخابات صورت مي گيرد مراحل مختلفي وجود دارد و القاء تقلب قبل از انتخابات / دروغگو معرفي کردن دولت / استفاده از نمادها و رنگها براي القاء پيروزي قبل از انتخابات / ديکتاتور معرفي کردن دولت و شعار مرگ بر آن سر دادن مراحل نخستين مشروعيت زدائي است. طبيعتا استفاده از رسانه ها در همه مراحل مشروعيت زدائي بويژه بخش پاياني آن نقش مهمي دارد. اينها بخشي از آن فتنه اي است که فتنه انگيزان در نظر دارند . طبيعتا در چنين فضائي دستپاچگي ماموران امنيت و بعضا اقدامات خودسرانه هم ممکن است به اين موضوع دامن بزند و احتمالا موجب بدرفتاري با تجمع کنندگان و يا کشته شدن آنها مي شود. بتدريج آنها اين بدرفتاري را علم مي کنند تا روند مشروعيت زدائي ادامه يابد. با نسخه آقاي شارپ حتي اقليت هم مي تواند اکثريت را شکست دهد چرا که به تدريج مشروعيت زدائي مي شود و به قول آقاي جين شارپ باعث مي شود " مردم بيشتري به صفوف بپيوندند ". با نسخه آقاي شارپ با سه ميليون نفر هم مي شود انقلاب مخملي کرد تا چه برسد به 13 ميليون نفر چرا که با اين کارها ميزان پيوست به صفوف بيشتر مي شود . آنچه پس از تجمعات غيرقانوني پس از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران اتفاق افتاد بي شباهت به نسخه آقاي جين شارپ نيست. خواسته يا ناخواسته . ممکن است خيلي از طرفداران هم اين را نپذيرند و حتي ممکن است حتي برخي از رهبران هم از شيوه هائي که براي آنها تدارک شده بود بي خبر بوده باشند. آري فتنه عميق بود. پرهيز از فتنه را قران کريم صراحتا بيان مي کند : واتقوا فتنه لا تصيبن الذين ظلموا منکم خاصه از فتنه اي بپرهيزيد که فقط دامن ظالمان را نخواهد گرفت. ( انفال ۲۵ ) همانطور که در اين حوادث ديديم در اين فتنه بعضي افراد بي گناه هم آسيب ديدند . خاصيت فتنه همين است که خشک و تر را با هم مي سوزاند . به همين علت است که جرم فتنه انگيزي بالاتر از قتل است چرا که اگر فتنه انگيزان نباشند قتلي اتفاق نمي افتد. و جالب اينکه فتنه انگيزان ممکن است پس از اينکه تعدادي بر اثر اين فتنه انگيزي کشته شدند براي کشته شدگان مجلس ختم هم بگيرند و وااسفا هم سر دهند. اينها همان مصاديق " مسجد ضرار" و يا " پيراهن عثمان" است که نمونه هاي تاريخي آن فراوان است. طبيعتا جين شارپ يا همفکرانش در بنياد انيشتين و سوروس هيچگاه از انقلاب مخملي سخن نمي گويند بلکه از واژه هائي نظير ضد کودتا يا دمکراسي و نظير آن استفاده مي کنند تا کارهاي خود را مشروع جلوه دهند. باطل بودن نسخه جين شارپ را رهبر معظم انقلاب چهارشنبه شب در ديدار با دانشگاهيان در جملاتي کوتاه بيان کردند. " ايشان با تأکيد بر رسيدگي به آسيب ديدگان در مسئله کهريزک و همينطور بررسي موضوع معدود کساني که در اين مسئله جان باخته اند افزودند: البته اينگونه مسائل نبايد با مسئله اصلي بعد از انتخابات خلط مبحث شود. رهبر انقلاب اسلامي در همين زمينه افزودند: عده اي، ظلم بزرگي را که پس از انتخابات به مردم و نظام اسلامي شد و هتک آبروي نظام در مقابل ملتها را ناديده مي گيرند و مسئله کهريزک يا کوي دانشگاه را قضيه اصلي قلمداد مي کنند اما اين نگاه، خود يک ظلم آشکار است. " آري مسئله اصلي ظلم بزرگ به مردم و نظام اسلامي است که فتنه انگيزان با القاء تقلب در انتخابات قبل و بعد از آن و سپس کودتا خواندن آن به آن دامن زدند . موضوعي که رهبر انقلاب هم آنرا " از پيش طراحي شده " خواندند. نکته پاياني اينکه نسخه افرادي نظير جين شارپ در کشورهائي نظير گرجستان اوکراين قرقيزستان و ... خوب جواب داده است. کشورهائي که در آن عمدتا دولتهاي مخالف سياستهاي آمريکاحاکم بود. اما چرا چنين نسخه اي در ايران جواب نداد ؟ طبيعتا يکي از علل اصلي شکست اين ماجرا وجود ولايت فقيه در کشورمان است . موقعي که رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه تاريخي از فدا کردن جان ناقابلش در برابر فتنه انگيزان سخن گفت: فتنه فروکش کرد و تجمعات چند صد هزار نفري به چند هزار نفر کاهش يافت. اينجاست که معني اين جمله امام راحل را مي فهميم که : پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا آسيبي به اين مملکت نرسد. ---- |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 6:58 توسط نقی مختاری
|
|
||
|
|
|
|
|
کساني که در دوران دفاع مقدس در جبهه ها حضور داشتند احتمالا به خاطر دارند که امام راحل اطاعت از فرمانده را براي نيروهاي زير دست واجب کرده بودند. بر اساس نظر امام تخلف از فرمان يک فرمانده گروهان براي يک بسيجي نافرماني خدا و گناه محسوب مي شد. طبيعتا از لحاظ عقلي هم درست است چرا که اگر قرار باشد نيروهاي تحت فرمان يک نفر هر کدام ساز خود را بزنند اصل هدف زير سئوال مي رود.
فکر مي کنم آوردن مثال فرمانده گروهان در تبيين سخنان اخير استاد مصباح يزدي که با واکنشهائي همراه بود کافي باشد . استاد اخيرا فرموده است که "زماني که رهبر انقلاب حکم رئيس جمهور را تنفيذ کرده است، اطاعت از وي (احمدي نژاد) همانند اطاعت از خداوند است." استاد در تبيين سخنان خود ولي فقيه را جانشين امام زمان (عج ) معرفي کرده و تصريح کرده است : " وقتي رييس جمهوري از جانب رهبري نصب و تاييد مي شود به عامل او تبديل شده و از اين پرتو نور بر او نيز تابيده مي شود " . اما چه شده است که در مقابل سخنان او اينقدر واکنش نشان داده مي شود بطوريکه سايت الف وابسته به احمد توکلي در واکنش به سخنان استاد تيتر کرده است که : " اطاعت از رئيس جمهور اطاعت از خدا نيست ".
در اين باب نکاتي قابل عرض دارم : 1 - راز مقابله و تخريب استاد مصباح يزدي را بايد در سالهاي نه چندان دور جستجو کرد . موقعي که اصلاح طلبان درصد حذف اصل ولايت فقيه بودند و خواستار دمکراسي صرف از نوع غربي بودند استاد مصباح يزدي جزو معدود افرادي بود که سينه سپر مي کرد و توهينها را به جان مي خريد و از جايگاه ولايت فقيه دفاع مي کرد. 2- مصباح ستيزي يکي از پروژه هاي اصلي براي حذف ولايت فقيه است چرا که رهبر معظم انقلاب چندي پيش او را مطهري زمان لقب دادند و گفتند : " امروز امثال آقاي مصباح جاي شهيد مطهري و علامه طباطبائي را يکجا پر کرده است . " طبيعتا چنين جمله اي به مذاق برخيها خوش نيامد که چرا ما مطهري و علامه طباطبائي زمان نباشيم. در ضمن تخريب يکي از بازوان اصلي حامي ولي فقيه مي تواند به حذف ولي فقيه کمک کند. 3- استاد مصباح از مروجان اصلي اسلاميت نظام است. طبيعتا مقايسه او با اسلام طالباني و القاعده و نظير اينها مي تواند اسلاميت نظام را خدشه دار کند و گرنه دشمنان نظام با دمکراسي از نوع غربي آن مشکلي ندارند. 4 - استاد مصباح با استدلالهاي فيلسوفانه خود القاءات افراد براي خدشه در ارکان نظام اسلامي را خنثي کرده است. به عنوان مثال وقتي برخيها ولايت فقيه را دور باطل مي دانستند ( مردم خبرگان را انتخاب مي کنند خبرگان رهبر را رهبر شوراي نگهبان را و شوراي نگهبان صلاحيت اعضاي خبرگان را تائيد مي کند ). او قاطعانه پاسخ مي داد که خبرگان ولي فقيه را انتخاب نمي کنند بلکه ولي فقيه در جامعه وجود دارد و نائب عام امام عصر عج محسوب مي شود و خبرگان او را کشف مي کنند . طبيعتا جوابهاي اين چنيني القاءات آنها را خنثي مي کرد. 5 - همه مي دانيم که استاد مصباح از لحاظ سطح سواد بالاتر از امثال احمدي نژاد است. استاد قصد داشته با اين جمله ولايت پذيري خود را نشان بدهد . کما اينکه وقتي رهبري حکم رئيس جمهور را تنفيذ مي کنند اين حکم را مشروط تنفيذ مي کنند و آن را تا زماني مي دانند که رئيس جمهور حرکت در راه مستقيم داشته باشد. مشخص است که استاد مصباح در گفتن اينکه زماني که رهبر انقلاب حکم رئيس جمهور را تنفيذ کرده است، اطاعت از وي همانند اطاعت از خداوند است به مشروط بودن اين موضوع نظر داشته است . 6 - اينکه برخيها مي گويند چرا آقاي مصباح در زمان خاتمي از رئيس جمهور منصوب رهبري اين قدر حمايت نمي کرد هم جواب مناسبي دارد . در دوره آقاي خاتمي بسياري از اصلاح طلبان ولايت فقيه را خدشه دار مي کردند و آقاي خاتمي هم در مقابل اين هجمه ها از ولايت فقيه دفاع نمي کرد . طبيعتا ميزان حمايت از دولتها بايد متفاوت باشد. رهبر معظم انقلاب آن زمان در دانشگاه شريف تصريح کردند : " به نظر من همه بايد به مسئولان دولتي کمک کنند و از آنها حمايت کنند تا زماني که آنها از خط مستقيم اسلام و امام خارج نشده باشند. " بر اساس اين معيار حمايت از دولتها هم متفاوت است. يک نکته هم به آقاي توکلي عرض کنم. سايت آقاي توکلي در ماجراي مشائي تايمر نصب کرده بود تا بگويد احمدي نژاد ولايت پذير نيست. بعد از آن ماجرا رهبري در مراسم تنفيذ دوباره از احمدي نژاد حمايت کرد و او را پرکار شجاع و هوشمند خواند. انتظار داريم آقاي توکلي هم ولايت پذيري خود را نشان دهند و احمدي نژاد را حداقل درحد يک فرمانده گروهان قبول داشته باشند و اطاعت کنند! البته ما نيازي به نصب تايمر نداريم چرا که اگر دير هم بشود قبول داريم. نکته پاياني هم اينکه ما مي دانيم آنهائي که تا انتقاد کوچکي از آنها مي شود با پتک " من يار امامم " بر سر ما مي کوبند حتي در زمان امام هم تلاش داشتند بيشتر نظر خود را به امام تحميل کنندتا اينکه مطيع او باشند. بعدها مشخص شد که آنها به عقايد امام کاري نداشتند و فقط از اسم امام استفاده مي کردند و مي کنند . آنها امرز جزو مصباح ستيزان درجه يک هستند. از آنها و باقي دوستان خواهش مي کنم ما را معذور بدارند اگر در ولايت پذيري مطهري و علامه طباطبائي زمان هنوز ترديدي به خود راه نداده ايم! عفو بفرمايند اگر ما اعلام مي کنيم که براي اطاعت از فرمانده گروهان هم آمادگي داريم تا چه برسد به فرمانده کل قوا ! --- بعدا نوشت : ديدم که سايت الف از محضر استاد پوزش طلبيده است. تقدير مي کنم از اين کار حرفه اي و اخلاقي . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 16:34 توسط نقی مختاری
|
|
||
|
|
|
|
|
ماجراي نامه کروبي درباره پيگيري شايعات درباره آزارجنسي زندانيان را که خوانده ايد. خطاب به هاشمي رفسنجاني - و نه هاشمي شاهرودي - نوشته است که " درباره شايعه تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها تحقيق كند " .
در اين باب تذکر چند نکته لازم است : 1- اين نکته خطاب به کسي است که لباس روحانيت به تن کرده است. کسي که يکبار دروس فقهي را خوانده باشد بايد بداند که مبناي قضاوت چيست . همه فقها موقعي که به باب قضاوت مي رسند به اين روايت مشهور نبوي استناد مي کنند که پيامبر مي فرمود : " انما اقضي بينکم بالبينات " . من در ميان شما بر اساس اسناد قضاوت مي کنم . چطور آقاي کروبي بدون ارائه اسناد شايعات را مبنا قرار داده و آنرا نشر داده و زمينه فضاسازي رسانه هاي بيگانه را فراهم کرده است. 2 - کروبي در اين نامه نوشته است : "از افرادي كه در كشور پست هاي حساس داشته اند، شنيده ام" . چطور مي شود افراد در پست هاي حساس اين نکات را به آقاي کروبي بگويند و خودشان از بازگو کردن آن ابا داشته باشند . در ضمن آقاي کروبي اگر دروس طلبگي را خوانده بود لابد مي دانست که در علوم اسلامي علمي به نام علم رجال داريم. بر اساس اين علم رواياتي که بدون سلسله سند به ائمه نسبت داده مي شوند ارزشي ندارند و ائمه عليهم السلام بشدت از اين شيوه نقل قول حديث انتقاد مي کرده اند. آقاي کروبي بايد مي دانست که نسبت دادن اتهام بدون اعلام رجال -که از نظر او پست حساس داشتند - حجيت ندارد . در زير به چند روايت به عنوان نمونه اشاره مي شود : الف : ابن عساکر در کتاب تاريخ دمشق نقل مي کند از رسول خدا ص که فرمود : " اذا کتبتم بحديث فاکتبوه باسناده فاذا يک حقا کنتم شرکاء في الاجر و ان يک باطلا کان وزره عليه .. وقتي حديثي را مي نويسيد با اسناد آن آنرا بنويسد چرا که در اين صورت اگر درست بود در اجر شريک هستيد و اگر درست نبود گناهش به گردن سلسله سند خواهد افتاد ب : سکوني از امام صادق ع نقل مي کند که فرمود اميرالمومنين ع فرمود : " اذا حدثتم بحديث فاسندوه الي الذي حدثک فان کان حقا فلکم و ان کان کذبا فعليه ... سکوني از امام صادق عليه نقل مي کند که امير المومنين ع فرمود : وقتي حديثي را نقل مي کنيد آنرا با اسناد به کسي که براي شما گفته است نقل کنيد پس اگر درست بود به سود شما است و اگر دروغ بود به عهده کسي است که براي شما نقل کرده است ( وسائل الشيعه ج 18 ص 56 حديث 14 ) ج : عن ابي عبدالله عليه السلام : اياکم و الکذب المفترع قيل له و ما الکذب المفترع قال ان يحدثک الرجل بالحديث فتترکه و ترويه عن الذي حدثک عنه از امام صادق عليه السلام نقل شده که فرمود : از دروغ خود ساخته بپرهيزيد گفته شد دروغ خود ساخته چيست فرمود انسان حديثي را بي سند نقل کند و آن را به گوينده اصلي استناد دهد ( وسائل الشيعه ج 18 ص 57 حديث 22 ) 3 - کسي که دروس طلبگي خوانده باشد يا با مباني فقهي و حقوقي آشنا باشد مي داند که در موضوع اثبات آزار و اذيت جنسي نظير زنا حضور 4 شاهد لازم است . اگر 3 نفر شهادت بدهند و نفر چهارم پيدا نشود به آن سه نفر بايد حد قذف که 80 ضربه شلاق است زده مي شود. 4- اشاعه فحشا خود گناه بزرگي است . آيات اوليه سوره نور در اين باره صراحت دارد. موقعي که به فردي ( ظاهرا عايشه همسر پيامبر بوده ) اتهام زده مي شود و اين موضوع دهان به دهان مي چرخد خدا بشدت اين افراد را که از گفتن و نقل قول اين مطلب ابائي ندارند توبيخ مي کند و مي فرمايد: و يحسبونه هينا و هو عند الله عظيم آنها نقل چنين مطالبي را آسان مي پندارند در حالي که اين موضوع پيش خدا گناه بزرگي است. کميته بررسي بازداشتي ها مجلس که از طرف لاريجاني مسئول پيگيري بودند اظهارات کروبي را رد کرده اند. اما خاصيت شايعه اينست که در برخي افراد بويژه افرادي که دنبال بهانه اند اثرگذار است. نمي دانم آقاي کروبي در لباس طلبگي چرا بايد اينقدر دشمن شاد کن باشد. راستي مقامات قضائي مي توانند به راحتي از کساني که چنين اتهاماتي مي زنند و براي نظام هزينه درست مي کنند بگذرند ؟ نتيجه نهائي : اين شيوه نامه نگاري آقاي کروبي کما بيش در جامعه وجود دارد و افراد زيادي را شخصا ديده ام که مطالبي را نقل قول مي کنند از منابع و سايتهاي نامعلوم بدون اينکه نويسنده و يا گوينده مطلب ذکر شود . توجه به موارد ذکر شده مي تواند ما را از افتادن در گناههاي سياسي مصون بدارد. --- سه حديث نقل شده از کتاب مسند عبدالعظيم حسني نوشته عزيز الله عطاري و عليرضا هزار انتشارات دارلحديث ص ۱۵ و ۱۶ نقل شده است |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 16:13 توسط نقی مختاری
|
|
||