تبليغاتX
درانتظار موعود
فاذا جاء وعد الآخره ليسوؤ وجوهکم و ليدخلوا المسجد کما دخلوه اول مره و ليتبروا ما علوا تتبيرا
دوست دارم با علیرضا جهانشاهی طلبه سيرجاني ديداري داشته باشم و با صداي بلند بهش بگويم دوستت دارم . محکم باش مرد زندان در طول تاريخ جاي يوسف صديق س و موسي ابن جعفر ع بوده است. مگر تو چه گفته بودي فقط گفته بودي زمين خواري وجود دارد و يکي از مسئولان قضائي بيايد جواب دهد . خيلي جالب بود وقتي شنيدم تو را در محراب عبادت در مسجدي در آباده به جرم عمل خلاف شان روحانیت بازداشت کرده اند . نمی دانم از کی پیاده روی کردن خلاف شان روحانیت شده است . الحق که که تو " زنداني محراب " بودي و اين لقب برازنده توست . شنيده ام برايت ۲۳ ماه زندان بريده اند و تو اصلا کوتاه نيامده اي وبه تاسي از رهبر عزيزمان عدالتخواهي را فرياد کرده اي . این حکم تعبیر رهبر عزیزمان که از قانون دانهاي قانون شکن  سخن گفته بودند در ذهن من تداعی کرد. اما برخی از  روحانیان - بخوانید روحانی نمایان ـ در خانه های تجملاتی نشسته و زندگی اشرافی برای خود درست کرده اند و عمل آنها هیچگاه خلاف شان نیست . آنها از زی طلبگی خارج شده اند و به تعبیر امام راحل شکست به روحانیت را که شکست به اسلام است را باعث شده اند اما هيچکس با آنها کاري ندارد و شايد هم زور کسي به آنها نمي رسد. اما تو یک روحانی واقعی و ظلم ستیز بوده ای و زی طلبگی ات برای همیشه دوست داشتنی است . دوست دارم با صداي بلند بگويم عدالتخواهي ات را عشق است .

حجت الاسلام جهانشاهي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 16:17  توسط نقی مختاری  | 

علي کردان را بچه هاي صدا و سيما با ارادات ايشان به مازندرانيها مي شناسند. کمتر کسي در صدا و سيما با نام کردان آشنائي ندارد . موقعي که لاريجاني رئيس صدا و سيما بود کردان به نوعي همه کاره سازمان بود. ارادت آقاي لاريجاني هم به کردان در نوع خود جالب توجه است به نوعي که يکي ازهمکاران تعريف مي کرد که وقتي رفته پيش لاريجاني و نامه اي داده لاريجاني بهش گفته بود که اول بايد اقاي کردان ببينند و نظر بدهند . جالب بود که موقعي که انتخابات رياست جمهوري نهم برگزار شد صندوق مستقر در معاونت سياسي که بچه هاي خبر آراء خود را در آن ريخته بودند تعداد آراء آقاي لاريجاني از انگشتان دست هم فراتر نمي رفت . البته يکي از همکاران مي گفت اصلا هيچ رائي از صندوق به اسم لاريجاني در نيامد و بيشر آراء متعلق به محمود احمدي نژاد بود . سئوال مرتضي حيدري از لاريجاني درباره بيمه کردن همکاران حق الزحمه اي در نوع خود هم جالب بود . آن موقع حدود 12 هزار نفر از کارکنان صدا و سيما حق الزحمه بودند و بيمه نشده بودند ( آمار الان را ندارم ولي بعد از آمدن آقاي ضرغامي وضع تاحدودي بهبود يافته و چند هزار نفري بيمه شده اند.)

علت اقبال کم کارکنان صدا و سيما به لاريجاني در انتخابات را بيشتر همکاراني که من با آنها در ارتباط بودم به حضور کردان در صدا و سيما نسبت مي دهند.

بيشتر انتقاداتي که در سازمان از کردان شده است به استخدام بيش از حد مازندرانيها در مدت حضور ايشان در سازمان مربوط مي شود اما موقعي که جلسه راي اعتماد در مجلس برگزار شد سه تن از نمايندگان که در اصولگرائي آنها هيچ شکي نيست با کردان مخالفت کردند و مطالب ديگري را هم مطرح کردند. روح الله حسينيان کسي نبود که به راحتي از احمدي نژاد انتقاد کند چون خود با سفارش احمدي نژاد کانديداي انتخابات مجلس شده است. يک از دوستان زمان دانشگاه که هم اکنون سمتي هم در مرکز اسناد انقلاب اسلامي دارد مي گفت قبل از آغاز ثبت نام براي انتخابات مجلس هشتم احمدي نژاد شخصا زنگ زدند و حدود يک ساعت با حسينيان صحبت کردند تا او را متقاعد کنند در انتخابات شرکت کنند. همين دوستم حاضر است بر سر تقواي حسينيان قسم بخورد و مي گويد حسينيان بيشتر اوقات روزه است. حال همين حسينيان  از بدعت احمدي نژاد در معرفي کردان سخن مي گويد و مدرک دکتراي او را جعلي اعلام مي کند .

علي مطهري  فرزند شهيد والامقام مرتضي مطهري که به فرموده رهبر عزيزمان آثارش مبناي فکري جمهوري اسلامي است هم انتقاد شديد از کردان مي کند چون خود مدتي در صدا و سيما بوده است .

عليرضا زاکاني  مسئول بسيج دانشجوئي سابق و نماينده شجاع مجلس هفتم که باني اصلي تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد ( واقعا آزاد! ) هم مدرک تحصيلي فوق ليسانس کردان را که از دانشگاه آزاد گرفته است زير سئوال مي برد. راستي سوابق انقلابي اين سه نفر کمتر از سوابق کردان است !؟ رئيس جمهور اندکي اگر به سخنان اين سه نماينده اصولگرا توجه مي کرد شايد در همان جلسه راي اعتماد از معرفي کردان منصرف مي شد. اما مايه گذاشتن احمدي نژاد از رهبري که صداي حسين شريعتمداري  را هم درآورد در نوع خود نيز عجيب و غريب بود . آقاي احمدي نژاد موقعي که سه نماينده اصولگرا که بيشتر مردم به سخنان آنها اعتماد دارند درباره کردان اينطور صحبت کردند نبايد طوري از رهبري مايه مي گذاشت که انگار رهبري موافق ايشان بوده است. واکنش بچه هاي خبر بعد از راي اعتماد مجلس نيز جالب توجه است . بيشتر آنها مي گفتند با وزير شدن آقاي کردان بايد شاهد حضور مازندرانيهاي بيشتري در وزارت کشور باشيم . نمي دانم اين با کداميک از معيارهاي عدالتخواهانه آقاي احمدي نژاد سازگار است . آيا کسي که به اذعان غالب کارکنان منطقه گرائي در صدا و سيما را نهادينه کرده است مي تواند عدالتخواه باشد ؟ در اين چند روز بسياري از کساني که از حاميان احمدي نژاد بودند - از جمله خود بنده - با معرفي کردان براي وزارت کشور رنجيده اند. وقتي وجود کردان باعث کاهش محبوبيت لاريجاني در بين کارکنان صدا و سيما مي شود بايد پيش بيني کرد وجود ايشان در وزارت کشور باعث کاهش محبوبيت احمدي نژاد هم بشود . ولي با شناختي که از احمدي نژاد دارم اميدوارم شخصا بر کارهاي اقاي کردان نظارت داشته باشد هر چند که پيشنهاد مي کنم برگشت از وسط کار متضررانه خود منافع زيادي دارد. هر چند شخصا هنوز معتقدم در بين کانديداهاي احتمالي و موجود رياست جمهوري نهم هنوز احمدي نژاد بهترين گزينه است اما من از مولايم امير المومنين ع ياد گرفته ام که حقيقت را با اشخاص نسنجم بلکه اول حقيقت را بشناسم و بعد اشخاص را با آن بسنجم. ( اعرفوا الحق تعرف اهله ) . اميدوارم رئيس جمهور مکتبي و مردمي به انتقادهاي دلسوزانه توجه کند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 13:7  توسط نقی مختاری  | 

 

بعد از چند سال چندي پيش که به دعوت يکي از دوستان قديمي - که هم اکنون طلبه است - به قم رفته ام مطلبي را درباره آيت الله بهجت ازش شنيدم که برام جالب بود . مي گفت آيت الله بهجت بعد از سالها خانه اش را عوض کرده است . مي گفت از سقف خانه فرسوده اش در خيابان صفائيه قم ديگه داشت خاک مي ريخت که آيت الله بهجت مجبور شد به يک خانه  اجاره اي در خيابان کناري نزديک حرم ( به نظرم گذر خان باشد ) نقل مکان کند . سال ۱۳۷۶خانه قبلي اش را در انتهاي صفائيه از بيرون ديده بودم خيلي ساده و معمولي بود . مي گفت : قبلا بارها بهش گفته بودند که آقا اين خانه فرسوده است يک خانه معمولي ديگري برايت اجاره کنيم و موافقت نکرده بود اما وقتي کار به جائي رسيد که خاک مي ريخت مجبور شد به خانه ديگري نقل مکان کند . مي گفت : خانه قبلي حدود ۷۰ متر بايد بوده باشد و خانه فعلي هم همين اندازه است .

بي جهت نيست که وقتي نماز مي خواند جز گريه و بغض چيز ديگري ازش نمي شنوي

حالا از آيت الله بهجت بگذريم . يکي از همکاران به نقل از يکي از دوستانش تعريف مي کرد. مي گفت رفته بودم منزل تجملاتي يکي از آقايان روحاني در تهران ( اسمش را نگفت ) . مي گفت نشسته بودم ديدم صداي آب مي آيد هرچي اين ور آن ور نگاه کردم چيزي نديدم . خيلي کنجکاو شدم  يه دفعه حاج آقا ! فرش را کنار زد ديدم زير پايم يک استخر زيباست که بچه هايش دارند شنا مي کنند روي اين استخر شيشه بود که فرش انداخته شده بود . حاج آقا گفت از اينها تو ايران پيدا نمي شه ها اينو از ايتاليا سفارش داده ام ! . اينها همانهائي هستند که از زي طلبگي خارج شده اند و به تعبير امام راحل ره شکست به روحانيت را باعث شده اند شکستي که به نوعي شکست اسلام را نيز مي تواند در پي داشته باشد . اما تا زماني که علماء واقعي هست حقيقت اسلام زنده است تا اينکه به دست صاحب اصلي آن سپرده شود .

در روايتي از امام رضا ع نقل شده است :

لباس مهدي عج جز لباس زبر و غذايش جز غذاي سخت و خشک نيست .

( منتخب الاثر آيت الله صافي ص ۳۰۷)

ياران مهدي ع بايد به خود او شبيه باشند هر وقت تعداد اين ياران آنقدر زياد شد که دربرابر ظالمان بايستند ظهور آغاز خواهد شد .

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 8:38  توسط نقی مختاری  | 

 

کريم مداح روستاي ما 87 ماه جبهه دارد . قبل از رفتن به جبهه قاليبافي مي کرد . ابتدائي را که تمام کرد دو سال هم حوزه علميه رفته بود که جنگ شروع شد و او حوزه را رها کرد . خوزستان ايلام کردستان همه را تجربه کرده است . اگر بگوئي کريم نصيري اهالي برخي روستاهاي کردستان هنوز او را به اسم مي شناسند . توي چند عمليات برون مرزي هم شرکت داشته است. دانه هاي سرخ اطراف گردنش بوي شيميائي مي دهد . جنگ که شروع شد به عنوان داوطلب وارد سپاه شد و جنگ که تمام شد داوطلبانه از سپاه بيرون آمد . مي گفت من وظيفه ام دفاع بود و بعد از آن حوصله درجه داشتن را ندارم. مي گفت فقط به خاطر يک جمله امام که گفته بود جبهه را خالي نگذاريد 87 ماه از دوران جواني اش را در مناطق عملياتي سپري کرده است. بعد از جنگ بازگشت به روستا و دوباره قاليبافي را شروع کرد. چند سالي قاليبافي کرد خورد به دوران رکود خريد و فروش فرش دستباف و ديگر صرف نمي کرد . خرج خانه و داشتن زن و 5 بچه آزارش مي داد . با واسطه معرفي کردند و مسئول آشپزخانه يکي از واحدهاي يک دانشگاه دولتي در تهران شد . هفت سالي کار کرد آنقدر امانت دار بود که ماهانه مقداري از مواد غذائي و تنخواه را بر مي گرداند . قبل از او مسئولان قبلي آخر ماه به طور معمول کسري هم مي آوردند . بعد هفت سال بيمه نشده و سنوات برايش نزده بودند هر چه با مسئولان صحبت مي کند فايده اي ندارد . سال 82 بود که نامه مي نويسد به بيت رهبري . از بيت رهبري خطاب به مسئولان دانشگاه مي نويسند که او را بيمه کنيد. و اما مسئولان دانشگاه به جاي اينکه بيمه کنند او را اخراج مي کنند. صدايش به جائي نمي رسد.

بر مي گردد روستا دوباره قاليبافي را شروع مي کند و بعضي وقتها کشاورزي . البته اين روزها عينکي هم شده است و براي قاليبافي چشمانش سو ندارد. محرم که مي شود همه کار و بارش را تعطيل مي کند و هيات عزاداري اباعبدالله را اداره مي کند . صداي دلنشيني دارد. ترکي که مي خواند آنهائي که ترک نيستند هم سنگ دلشان به جوش مي آيد .

کربلاده داشلار آغلار          مدينه ده قوشلار آغلار

او يتيم لري ووراندا            نيزه ده کي باشلار آغلار

برخلاف برخي آقا زاده ها / آقا زاده او صابر دستکمي از خودش ندارد . با اينکه فارغ التحصل مهندسي کشاورزي است سه سال که بيکار بود بدون هيچ چشمداشتي به بچه هاي روستا قران درس مي داد. البته اخيرا يکي که گلخانه دارد پيدا شده و کاري بهش داده است. آقا کريم با وجود وضع مالي نامناسب به محض اينکه راه کربلا بازشد کربلائي شد . بعد از اخراج از آن دانشگاه کذائي چند سالي قاليبافي و کشاورزي و ... انجام مي داد . اخيرا يک کار خدماتي در اداره برق شهر برايش پيدا کرده اند . در روستاي ما بعضي از افرادي هستند که ا سوابق پائين تر و حتي زير يکسال جبهه داشتند و به نوعي خود را جانبازاندند و الان ماهانه حقوق جانبازي مي گيرند. او هيچگاه با اصرار به دنبال جانبازي گرفتن نبوده است . يکبار فقط از اداره ايثارگران خواسته بودند و برده مدارک داده هنوز خبري نشده . کربلائي کريم شوخ هم هست . موقعي که يکي از اهالي به کربلائي کريم گفت : فلاني که چند ماه جبهه داشت جانبازي گرفته تو هنوز نتوانستي جانبازي بگيري !؟ کربلائي کريم با خنده مليح البته تلخ بهش گفت: خب قرار است به ما هم اون دنيا حوري بدهند ديگه ! البته کربلائي کريم اصلا تو اين واديا نيست و براي اينکه جوابي داده باشد اين حرفها را مي زند . دقيقا مثل برير يار سيد الشهدا در شب عاشورا . او عشقش محرم است روضه هايش براي حضرت رقيه و حضرت ابوالفضل قيامت است. او يک عاشق است

حرمت سيزين قاپوزدا ادللر دوز عاشيقه

دوز عاشيقين بيري دير الحق يوز عاشيقه

هر وقت که به روستايمان مي روم و او را مي بينم ياد وصيت سردار شهيد حميد باکري مي افتم . البته باورش سخت است اما کربلائي کريم از گروه سوم است . به عزت نفسي که دارد غبطه مي خورم ...

---

 

سردار شهيد حميد باکري : دعا کنيد خداوند شهادت را نصيب شما کند در اين صورت زماني فرا مي رسد که جنگ تمام مي شود و رزمندگان امروز سه دسته مي شوند، دسته اي به مخالفت با گذشته خود بر مي خيزند و از گذشته خود پشيمان مي شوند! دسته اي راه بي تفاوتي را برمي گزينند و در زندگي مادي غرق مي شوند و همه چيز را فراموش مي کنند و دسته سوم به گذشته خود وفادار مي مانند و احساس مسئوليت مي کنند و از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد، پس از خدا بخواهيد که با وصال شهادت از عواقب زندگي بعد از جنگ در امان بمانيد، چون عاقبت دو دسته اول ختم به خير نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن بسيار سخت و دشوار خواهد بود.

---

ترجمه شعر اول :

در کربلا سنگها مي گريند     

 و در مدينه پرندگان  

  وقتي در مسير شام آن بچه ها را مي زدند بالاي نيزه ها سر ها مي گريند .

----

ترجمه شعر دوم : در حريم اهلبيت حرمت عاشق واقعي را نگه مي دارند چون که يک عاشق واقعي به صد عاشق شرف دارد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 17:55  توسط نقی مختاری  | 

زمانه کلا عوض شده است.  زن ها مردنما و مردها زن نما شده اند.

برخي زن ها از  زن بودنشان  ناراضيند و بيشتر مردها هم مردبودنشان را تا حد نر بودن تنزل داده اند.

غيرت ديگر براي زن کفر نيست براي مرد هم نه ايمان که بد دلي محسوب مي شود. مردها هم انگار دوست ندارند ديگران آنها را بددل بدانند.

هيچکس از اينکه مردها به مردها اکتفا کرده اند و زنها به زنها ناراحت نيست.  تشيع مذهب کاملي است اما حيف اين مذهب ازدواج موقت را حلال کرده است . تعدد زوجات فقط برازنده پيامبر ص است و ائمه ع و هيچکس غير آنها توان اجراي عدالت را ندارد . اصلا اين قوانين براي آن زمان بوده است. مرداني هم که اين قوانين را مي پذيرند نه براي نجات يک انسان که براي هواي نفس بدون داشتن هيچ مسئوليتي آنرا مي پذيرند. 

 مردان همان اشباه الرجالي شده اند که ربودن خلخال از پاي زن مسلمان هم برايشان مهم نيست تا چه برسد به زن غير مسلمان يهودي.

هيچ مردي حاضر نيست عدالتخواهي کند چون زن و بچه دارد  .

هيچ مردي مثل علي ع شبها براي فقرا غذا نمي برد هيچ زني مثل فاطمه مردش را براي اين کار تشويق نمي کند . 

 هيچکس با فقرا غذا نمي خورد از لا يحض علي طعام المسکين فقط رسمي در قرانهاي زيباي رو طاقچه مانده است.

همه تجمل پرست شده اند براي تجمل پرستي آيات قران را هم گزينش مي شود (قل من حرم زينه الله ) اما آيات ديگر (للفقراء الذين احصرو في الارض) اصلا به چشم نمي آيد اصلا فقراي زمين گير شده يعني چه ؟ ( بفتح چ ) .

اصلا هيچگاه از علما عهده گرفته نشده است که بر شکمبارگي ظالم و گرسنگي مظلوم آرام و قرار نداشته باشند. اصلا عدالتخواهي براي طلبه و دانشجو خلاف شان است دقيقا مثل پياده روي . اصلا کي گفته دنيا حطام است ؟ نعم العون الدنيا علي الآخره. البته از نيمه دوم روايت هم خبري نيست.

همه اين همه ها و هيچ ها تخصيص مي خورد ( ما من عام الا و قد خص ) . مخصوصا در ايران عزيز اين استثناها هنوز زياد است . افرادي پراکنده اي هم در گوشه و کنار جهان وجود دارند زنان و مرداني که خداي لايزال  آنها را در يک روز و يکجا مثل پاره هاي ابر جمع خواهد کرد . چون وعده خدا حتمي است (اينما تکونوا يات بکم الله جميعا فاستبقوا الخيرات ). آنها در آن روز که آن غائب از نظر بخواند (بقيه الله خير لکم ان کنتم تعلمون) يکجا دور او جمع خواهند شد . 313 يار خاص . 50 زن هم به او مي پيوندند ... اين پيوستنها ادامه مي يابد تا زماني که حلقه اتصال تکميل شود و اين عدد به 10 هزار نفر برسد و قيام براي نهضتي جهاني آغاز مي شود مرداني مرد و بانواني کامل ... 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 17:59  توسط نقی مختاری  |